لغت نامه دهخدا
چشم حسود. [ چ َ / چ ِ م ِ ح َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) چشم زخم. چشم بد. عین الکمال.
- چشم حسود کور؛ در تداول عامه یعنی کور بادا کسی که بچشم بد می بیند و به نظر بخل وحسد مینگرد.
چشم حسود. [ چ َ / چ ِ م ِ ح َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) چشم زخم. چشم بد. عین الکمال.
- چشم حسود کور؛ در تداول عامه یعنی کور بادا کسی که بچشم بد می بیند و به نظر بخل وحسد مینگرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روی مه روی نگه دار تو از چشم حسود کاین همه فتنه و آشوب ز دور قمر است
💡 جای آنست که خون سرزند از چشم حسود بس که پر شد دلش از کینهٔ دیرینهٔ ما
💡 اگر نتیجه چشم حسود جام تهیست به روز ما، شب آدینه تا چه کار کند
💡 چشم بد بسیار دارد در کمین آزادگی طوق قمری سرو را چشم حسود دیگرست
💡 کوری چشم حسود ملحد بوجهل کیش از هلال ابروان بر منکران عشق خویش
💡 جهان به زیر نگین تو باد و چون خاتم کند به چشم حسود تو روزگار انگشت