لک درای

لغت نامه دهخدا

لک درای. [ ل َ دَ ] ( نف مرکب ) لک دراینده. بیهوده گوی. هرزه درای. ژاژخای. یاوه سرای. هرزه لای. خام درای. هرزه سرای. هذیان گوی:
گفت ریمن مرد خام لک درای
پیش آن فرتوت پیر ژاژخای.لبیبی.

جمله سازی با لک درای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رفت ریمن مرد خام لک درای پیش آن فرتوت پیر ژاژخای

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
شوهر یعنی چه؟
شوهر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز