فروبرنده

لغت نامه دهخدا

فروبرنده. [ ف ُ ب َ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) بلعکننده. خورنده.

فرهنگ فارسی

بلع کننده. خورنده

جمله سازی با فروبرنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این کتاب حاصل یک دهه تحقیق تومارکین در مورد سرنوشت این اماکن و دیگر مکانهای رنج و از دست دادن است تا از این طریق سرمایه‌های عمیق روانشناختی را که به‌طور یکسان روی همه افراد و کشورها تأثیر فروبرنده داشته‌است آشکار سازد.

زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز