یک نشست

لغت نامه دهخدا

یک نشست. [ ی َ / ی ِ ن ِ ش َ ] ( ص مرکب ) به معنی یک شست است که همنشین و رفیق و مصاحب باشد. ( برهان ). یک شست. ( آنندراج ). کنایه از همنشین. ( انجمن آرا ). همنشین. مجالس. مصاحب. ( ناظم الاطباء ). || ( ق مرکب ) یک بار. یک هنگام. فی المجلس. ( یادداشت مؤلف ). در یک جلسه. بی فاصله زمانی: فلان کس سه تا خربزه را یک نشست خورد.

فرهنگ فارسی

(صفت ) یکجا یک کاسه یکهو: فلانکس سه تاخربزه را یک نشست خورد.

جمله سازی با یک نشست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 داعش مسئولیت حمله به این مسجد را بر عهده گرفت. نیروهای امنیتی در ۱۴ مرداد/اسد ۱۳۹۸ در یک نشست خبری، خبر از دستگیری طراح این حمله خبر داد. طراح حمله به مسجد امام زمان، شخصی به نام «عید محمد» که به «ابوذر» نیز شناخته می‌شود بود که در حملات دیگری از جمله، حمله به وزارت مخابرات و تکنالوژی معلوماتی نیز نقش داشته‌است.

💡 در ۳ آگوست ۲۰۱۶، زامل در یک نشست سطح بالا با دونالد ترامپ جونیور، اریک پرینس، استیون میلر و جورج نادر شرکت کرد. در دسامبر ۲۰۱۶ پس از یک جلسه تحلیف با جورج نادر، استیو بنن، معاون سابق کمبریج آنالیتیکا، و جرد کوشنر به دنبال آن دیدار کرد.

💡 در ۹ سپتامبر ۲۰۱۴، در یک نشست مطبوعاتی که در آن آیفون ۶ نیز ارائه شد، محصول جدید اپل توسط تیم کوک به عنوان «فصل بعدی در داستان اپل» با یک ویدیو که به طراحی آن پرداخته شده بود برای کاربران به نمایش درآمد.

💡 حدِّ نِصاب کمینهٔ شمارِ نیازمند (حداقّل تعداد لازم) برای برگزاری یک نشست است. برپایهٔ حد نصاب قانونی، شمار باشندگان یک مجلس شورایی یا هر بنیادی دیگر، باید برابر با نیمی از اعضای آن باشد تا مصوبات آن نشست قانونی گردد.

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز