لغت نامه دهخدا
ناخن برا. [ خ ُ ب ُ ] ( اِ مرکب ) مقراض. قیچی. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). مقراض. ( رشیدی ) ( فرهنگ نظام ) ( انجمن آرا ) ( جهانگیری ) ( شمس اللغات ). قیچی. مقراض. وسیله گرفتن و بریدن ناخن. که با آن ناخن را می چینند و کوتاه می کنند. ناخن چین. ناخن بر. رجوع به ناخن بر شود:
بتاب یکسر ناخن قواره مه را
دو شاخ چون سر ناخن برا نمود بتاب.خاقانی.چون آینه دو چشم و چو ناخن برا دو گوش
در رنگ عید شانه زده دنب احمرش.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 225 ).کرده ناخن برای انگشتش
سیب مه را دو نیم در مشتش.نظامی.