گوهرنژاد

لغت نامه دهخدا

گوهرنژاد. [ گ َ / گُو هََ ن ِ ] ( ص مرکب ) دارای نژادی بگوهر. اصیل و نژاده:
طاهری، گوهرنژادی از نژاد طاهری
عزم او عزم وکمال او کمال و رای، رای.منوچهری.کسادی چون کشم گوهرنژادم
نخوانده چون روم آخر نه بادم.نظامی.چو گوهرنهادست و گوهرنژاد
خطرناکی گوهر آرد به یاد.نظامی.

فرهنگ عمید

دارای نژاد نیک، اصیل و نجیب.

جمله سازی با گوهرنژاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باش تا پیدا کند گوهرنژاد پارسی وز هنرمندی سیاهی‌ها بشوید زین نگین

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز