لغت نامه دهخدا
کار و کرد. [ رُ ک َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) کار و بار. ( لسان العجم شعوری ج 2 ورق 235 ) ( آنندراج ):
فزاید ز کار جهان رنج و درد
نبایست مشغولی و کارکرد.( از لسان العجم ج 2 ورق 235 ).
کار و کرد. [ رُ ک َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) کار و بار. ( لسان العجم شعوری ج 2 ورق 235 ) ( آنندراج ):
فزاید ز کار جهان رنج و درد
نبایست مشغولی و کارکرد.( از لسان العجم ج 2 ورق 235 ).
کار و بار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در خورد و خفت پیوست از فرق تا قدم تاب در کار و کرد گه گاه پا تا به سر توانی
💡 مباش از کار و کرد خویش خشنود که غفلت نقد عمرت جمله بر بود