چاه کندن

متضادها

پر کردن

لغت نامه دهخدا

چاه کندن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ایجاد چاه نمودن. گودی استوانه شکل عمیق کردن در زمین. گودال عمیق کندن. چه کندن. نَجخ. اعتفام. ( منتهی الارب ):
ای که تو از ظلم چاهی میکنی
از برای خویش دامی می تنی.مولوی.تو ما را همی چاه کندی به راه
بسر لاجرم درفتادی به چاه.سعدی ( بوستان ).با دیگران بگوی که ظالم به چَه فتاد
تا چاه دیگران نکنند از برای خویش.سعدی.

فرهنگ فارسی

گود کردن زمین. چاله کندن. گودال عمیق کندن. چه کندن. نجخ.

جمله سازی با چاه کندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مزد دارد عرض بخشش پیش دکان بخیل خیر باشد چاه کندن بر لب دریای شور

💡 نشاید رهنمون را چاه کندن زمانی سایه، گه پرتو فکندن

💡 زمین مبر بسیار و مکن ازین پس چاه که چاه کندن ناید ز روی خوب سپید

💡 کشاورزان در این منطقه خشک برای تامین آب مورد نیاز محصولات خود، مجبور به چاه کندن در اعماق بسیار زیاد زمین هستند.

💡 دولت با اختصاص بودجه‌های ویژه به روستاهای محروم، برنامه‌ای گسترده برای چاه کندن و تامین آب آشامیدنی سالم آغاز کرده است.

💡 مهندسان با استفاده از دستگاه‌های مدرن و نقشه‌های دقیق زمین‌شناسی، فرآیند چاه کندن را برای استخراج آب زیرزمینی بسیار سریع‌تر انجام می‌دهند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران