لبم

لغت نامه دهخدا

لبم. [ ل َ ب َ ] ( ع مص ) مختلج شدشانه. ( منتهی الارب ). اختلاج کتف. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

مختلج شدن شانه. اختلاج کتف

جمله سازی با لبم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من تشنه بر آن لبم وگر چند بر چهره همی رود دو جویم

💡 صائب نمی فروزد شمع مراد من تا صبحدم اگر چه لبم گرم یارب است

💡 بر لبم چون نهی لب میگون سرّ روحی فداک خواهم دید

💡 هزار حلقه زدم پیچ وتاب چون جوهر چوتیغ تا به لبم چرخ یک دم آب رساند

💡 باشد که یک دمی لب خود بر لبم نهد تا من زبان عربده سازش فرو برم

💡 جان ز غمت بر لبم آمد نشست منتظر آنکه تو رخصت کنی

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
لس شدن یعنی چه؟
لس شدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز