بازی گاه

لغت نامه دهخدا

بازی گاه.( اِ مرکب ) بازی گه. تماشاخانه. جای بازیگری. مَلعَب.( منتهی الارب ) مَلهَی. ( دهار ) مِلعَب. ( تفلیسی ) بازیکده. ( آنندراج ) بازی جا. ( ناظم الاطباء ):
چو خواندی درس آزادی گلستان میشود زندان
که روز جمعه بازیگاه طفلانست مکتب ها.ناصرعلی ( از آنندراج ).و رجوع به بازیکده شود.

فرهنگ عمید

جای بازی کردن.

فرهنگ فارسی

تماشاخانه

جمله سازی با بازی گاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این بازی شامل سه سِت ۲۰ دقیقه‌ای می‌باشد و زمان بازی فقط هنگامی محاسبه می‌شود که توپ در حال حرکت باشد. در بازی‌های غیرحرفه‌ای و بازی‌های کودکان، زمانِ هر دورهٔ بازی گاهی کوتاه‌تر خواهد بود. اگر در پایان ستِ سوم نتایج مساوی بود وقت اضافه نیز در نظر گرفته می‌شود و اولین تیمی که گل به ثمر برساند برندهٔ آن مسابقه می‌شود.

💡 خانواده سلطنتی انگلستان به دستور شاهزاده اندرو٬ یکی از فرزندان ملکه فقید انگلستان٬ به دلیل اینکه این بازی گاهی باعث درگیری بین اعضای خانواده میشود مجاز به بازی انجام این بازی در خانه نیستند.

💡 جانگی روی تخته ای با عرض نه خط در طول ده خط پخش می‌شود. بازی گاهی اوقات به دلیل توپ‌های پرش و فیل‌های دوربرد سریع است، اما بازی‌های حرفه ای اغلب بیش از ۱۵۰ حرکت طول می‌کشد و بنابراین معمولاً کندتر از بازی‌های شطرنج غربی هستند.

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز