لغت نامه دهخدا
شیخوخیت. [ ش َ / ش ِ خی ی َ] ( از ع، اِمص ) شیخوخیة. پیری: در ایام شیخوخیت رقم کفران و سمت عصیان بر چهره خویش کشیدن موجب ملامت و ندامت باشد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 39 ).
شیخوخیة. [ ش َ خی ی َ ] ( ع مص ) شیخوخة. پیرگردیدن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || خواجه شدن. ( منتهی الارب ). رجوع به شیخوخة شود.