لغت نامه دهخدا
زاریان. ( اِخ ) قریه ای است در یک فرسخی مرو. از آنجا است ابوالرضابن رجاء زاریانی. ( از انساب سمعانی ). و رجوع به معجم البلدان و زاریانی شود.
زاریان. ( اِخ ) قریه ای است در یک فرسخی مرو. از آنجا است ابوالرضابن رجاء زاریانی. ( از انساب سمعانی ). و رجوع به معجم البلدان و زاریانی شود.
قریه ای است در یک فرسخی مرو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سترده داد بلاکار زاریان بلا را به لشگر عجبی وقت کارزار من آمد
💡 شهر بر من به زاریان بگریست که تو بی او چگونه خواهی زیست ؟