لغت نامه دهخدا
رکعات. [ رَ ک َ ] ( ع اِ ) ج ِ رَکعَت. ( یادداشت مؤلف ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به رکعت شود.
رکعات. [ رَ ک َ ] ( ع اِ ) ج ِ رَکعَت. ( یادداشت مؤلف ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به رکعت شود.
= رکعت
۱ - ( مصدر ) یکبار رکوع کردن در نماز. ۲ - ( اسم ) مجموع حالت نماز گذار از قیام ( ایستادن ) رکوع ( پشت خم کردن ) سجده ( پیشانی بر زمین نهادن ) توام با قرائت ( در دو رکعت اول ) یا تسبیح ( در دو رکعت سوم ببعد ) و اذکار مربوطه هر قیامی از نماز که رکوع در آن باشد جمع رکعات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و قال (ص): من صلّی بعد المغرب ستّ رکعات لم یتکلّم فیما بینهنّ بسوء عدلن له بعبادة اثنتی عشرة سنة.
💡 قال النبی (ص): «من صلّی بعد المغرب ستّ رکعات و لم یتکلم فیما بینهنّ بسوء عدلن له بعبادة اثنتی عشرة سنة.»
💡 در رکعات نماز هست خیال تو شه! واجب و لازم چنانک سَبع مَثانی مرا