رقم زن

لغت نامه دهخدا

رقم زن. [ رَ ق َ زَ ] ( نف مرکب ) نویسنده. کاتب. محرر. ( فرهنگ فارسی معین ). نویسنده و محرر. ( آنندراج ). || نقاش. رسام. ( فرهنگ فارسی معین ). || صفت نامه و مکتوب. ( آنندراج ):
رقم زن بود نامور نامه ای
که بیرون نیاید ز هر خامه ای.آصفی ( از آنندراج ).رجوع به ترکیب رقم طراز و رقم پرور شود.

فرهنگ عمید

۱. رقم زننده، نویسنده.
۲. نقاش.

جمله سازی با رقم زن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بگفتم با خرد تاریخشان را رقم زن چون به زر و سیم سکه

💡 بنام خویش هستی را رقم زن سوائی را بسر سنگ عدم زن

💡 آنچه ز مه رفته رفته گیر و رقم زن مولد شمس السعاده چارم شعبان

💡 قلم برکش و بر دو گیتی رقم زن قدم درنه و رهنمایی طلب کن

عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز