چاغ

لغت نامه دهخدا

چاغ. ( ترکی، اِ ) چاق. وقت و هنگام. ( ناظم الاطباء ): در چاغ هولاکوخان و اباقاخان وجه آش اوردوها و خوانین بر شیوه و عادت مغول بود. ( تاریخ غازانی ذیل ص 329 ). || فصل. || یک ساعت از 12 ساعت روز. || عنکبوت. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

وقت و هنگام. یا فصل. یا یکساعت از ۱۲ ساعت روز. یا عنکبوت.

جمله سازی با چاغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 موزخیکی یا باناناکیو غذای میان‌وعده یا غذای خیابانی محبوب در فیلیپین است، که عمدتاً با ظاهر خیلی کوتاه و چاغ شناخته می‌شود. مصرف این میوه در آسیای شرقی به شکل سرخ شده مانند سیب‌زمینی است.

💡 غم چیغ چیغ کرد چو در چنگ گربه موش گو چیغ چیغ می‌کن و گو چاغ چاغ چاغ

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز