لغت نامه دهخدا
چیغ. ( ترکی، اِ ) چیق. پرده مانندی که از نی و چوب های نازک سازند و از پیش در خانه آویزند. ( از برهان ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).
چیغ. ( ترکی، اِ ) چیق. پرده مانندی که از نی و چوب های نازک سازند و از پیش در خانه آویزند. ( از برهان ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).
= چِغ
( اسم ) پرده مانندی که آنرا از چوبهای باریک سازند و جلو در اطاق آویزند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از دیرباز بافت قالی کردی (قالیچه درشت بافت)، سیاه چادر، جاجیم، گلیم ساده، نمد مالی (فرنجی)، چیغ بافی و گیوه دوزی در استان ایلام مرسوم بودهاست؛ مردم ایل ملکشاهی نیز هم پای سایر ایلات استان ایلام در این زمینه قابلیتهای خود را به ظهور رساندهاند.