لغت نامه دهخدا
طاق خرپشته. [ ق ِ خ َ پ ُ ت َ / ت ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) عماری. ( از فرهنگ سکندرنامه ) ( آنندراج ). || نوعی طاق. رجوع به خرپشته شود.
طاق خرپشته. [ ق ِ خ َ پ ُ ت َ / ت ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) عماری. ( از فرهنگ سکندرنامه ) ( آنندراج ). || نوعی طاق. رجوع به خرپشته شود.
عماری از فرهنگ سکندر نامه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هژبر ژیان را درآرم به زیر زنم طاق خرپشته بر پشت شیر