لغت نامه دهخدا
تئز. [ ت َ ءِ ] ( ع اِ ) خر استوارخلقت. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از قطر المحیط ) ( ناظم الاطباء ).
تئز. [ ت َ ءِ ] ( ع اِ ) خر استوارخلقت. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از قطر المحیط ) ( ناظم الاطباء ).
خر استوار خلقت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سن اوخی، قرآنی تئز چیخ سن اونی چیخینجا بلکی
💡 من غرق آرزویم و آبم نمی برد منده بوردان تئز مطلبه چاتمارام
💡 قیرتین قوربانی سن موشترینی تئز یولا سال ائل ایچینده یاراماز آرواد اوشاغ وئللنسین