لغت نامه دهخدا
خصایل. [ خ َ ی ِ ] ( اِ ) خصائل. خصلتها. صفتها. ( ناظم الاطباء ).
خصایل. [ خ َ ی ِ ] ( اِ ) خصائل. خصلتها. صفتها. ( ناظم الاطباء ).
(خَ یِ ) [ ع. خصائل ] (اِ. ) جِ خصیلت، خصلت ها، صفات.
= خصلت
( اسم ) جمع خصیلت ( خصیله ) خصلتها صفات.
خصائل
جِ خصیلت؛ خصلتها، صفات.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آقای بازار، عبارت تمثیلی ابداعی توسط سرمایهگذار و اقتصاددان آمریکایی، بنجامین گراهام، میباشد، که نخستینبار در سال ۱۹۴۹ و در کتابی با عنوان سرمایهگذار هوشمند [انگلیسی ۱] پیشنهاد داده شد؛ از این عبارت بهمنظور بیان خصایل غیرمنطقی و متناقض بازار سهام، و همچنین مخاطرات ناشی از گروهزدگی، استفاده میشود.
💡 با این خصایل ملکی بر خلاف رسم باید که سجدهٔ تو کند هر که آدم است
💡 آن جناب به شاه ضیاءالدین مشهور بوده. در زمان شاه خدابنده در اصفهان وزارت نموده. به صحبت اهل حال و تربیت ارباب کمال جد و جهد بلیغ داشته. در خصایل ستوده و فضایل محموده، لوای شهرت افراشته. امیری صاحب کمالات و فقیری جامع حالات بوده و بعضی از مدارج سلوک را طی نموده. در سنهٔ ۹۸۸ مقتول گردید و به جنت خرامید. از اوست:
💡 گفتم بدان بهشت شمایل که ای صنم گفتم بدان فرشته خصایل که ای پری
💡 نیست گردون باهزاران دیده در صد دور قرن مثل تو شخصی بدین چندین خصایل یافته
💡 خصایل جمیل تو به دهر هرکه بنگرد وجود کاینات را دگر به هیچ نشمرد