بلغاری

لغت نامه دهخدا

بلغاری. [ ب ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به بلغار: 
ترک بلغاری قاقم عارض و قندزمژه 
من که باشم تا کمان او کشد بازوی من.خاقانی.- زبان بلغاری؛ از زبانهای هند و اروپایی شعبه اسلاوی. ( دایرةالمعارف فارسی ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به بلغار.
منسوب به بلغار

ویکی واژه

براروسی

جمله سازی با بلغاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 استانیسلاو آنگلوف (بلغاری: Станислав Ангелов؛ زادهٔ ۱۲ آوریل ۱۹۷۸) بازیکن فوتبال اهل بلغارستان است.

💡 آنتون دیمیتروف (بلغاری: Антон Димитров؛ زادهٔ ۳۱ اکتبر ۱۹۷۹) بازیکن فوتبال اهل بلغارستان است.

💡 پیر بلغاری گفت با چون تو خصمی سخن را چندین رنگ و نگار و پود و تار در کار نیست.

💡 استانیمیرا پترووا (بلغاری: Станимира Петрова؛ زادهٔ ۱۶ دسامبر ۱۹۹۰) بوکسور اهل بلغارستان است.

💡 آتاناس آتاناسوف (بلغاری: Атанас Атанасов؛ زادهٔ ۱۴ ژوئیهٔ ۱۹۸۵) بازیکن فوتبال اهل بلغارستان است.

هول یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز