تحاشی

لغت نامه دهخدا

تحاشی. [ ت َ ] ( ع مص ) به یک سو شدن. ( دهار ) ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( فرهنگ نظام ) ( ناظم الاطباء ). تنزه از چیزی. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || حاشا گفتن و ابا و امتناع و انکار و عدم قبول. ( ناظم الاطباء ). || کناره کردن از چیزی با ترس. مثال: فلان از من تحاشی میکند. این معنی مخصوص فارسی است. ( فرهنگ نظام ): رعیت کرمان از شکایت امیر فخرالدین عباس،تحاشی می نمودند. ( المضاف الی بدایع الازمان ص 35 ).
- سخن یا دشنام بی تحاشی؛ سخن یا دشنام بی پروا: طایفه رندان بخلاف درویشی بدرآمدند و سخنان بی تحاشی گفتند و بزدند. ( گلستان ). دشنام بی تحاشی دادن گرفت. ( گلستان ).

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص ل. ) پرهیز کردن، خودداری کردن.

فرهنگ عمید

۱. منکر شدن.
۲. دوری کردن، پرهیز کردن، از چیزی دوری گزیدن.

فرهنگ فارسی

به یک سوشدن، دوری کردن، پرهیزکردن، دوری گزیدن
( مصدر ) تن زدنپرهیز کردن دوری جستن امتناع کردن.

ویکی واژه

پرهیز کردن، خودداری کردن.
انکار کردن، به گردن نگرفتن، نپذیرفتن.

جمله سازی با تحاشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ولیک از شرم رویم می نماید از آن تارک که خود دانی تحاشی

💡 ز خنب خانه تحاشی مکن که نتوان کرد به سعیِ رنگ رزان رنگِ صبغت اللّهی

💡 تحاشی کن از غمزۀ چشمِ مست که آن تیر را سینه باشد سپر

💡 ها بوسه بده جان پدر چند تحاشی هی باده بخور جان پسر چند تعلل

💡 اگر اهلیّتی داری ز نااهلان تحاشی کن کمال دوستی باشد که با هم با دوستان سازی

💡 ز آفتابِ قدح کور دیده بگریزد کز آفتاب تحاشی نکرد جز خفّاش

عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز