تثبیت

تثبیت

در اصطلاح دقیق علم منطق، به گفتاری اطلاق می‌شود که هدف آن اثبات یا استواری یک قضیه است، اما برخلاف برهان، صرفاً موجب پیدایش ظنّ غالب یا باور قوی در مخاطب می‌گردد. این مفهوم به خوبی نشان می‌دهد که در برخی حوزه‌های استدلال، هدف نهایی نرسیدن به یقین مطلق نیست، بلکه اقناع ذهن به درجه‌ای از اطمینان است که برای عملیات فکری یا احکام عملی کفایت کند. تثبیت از منظر ساختار استدلالی به دو دسته اصلی تقسیم می‌شود که هر کدام شیوه‌ای خاص برای ایجاد این ظنّ غالب به کار می‌گیرند.

نوع اول از تثبیت، «ضمیر» یا «تفکیک» نامیده می‌شود. این نوع استدلال، که به صورت قیاس طرح می‌شود، فاقد یک مقدمه صریح است؛ یعنی کبری حذف شده و مخاطب خود ملزم به درک و افزودن آن به صورت ضمنی است. از این رو، آن را «قیاس ضمیر» می‌خوانند. همچنین، به دلیل آنکه در ساختار آن حد وسط حذف شده و تنها فکر و ذهن مخاطب است که می‌تواند آن را به صورت درونی اقتضا کند، «تفکیک» نیز نامیده شده است. در مقابل، گونه دوم تثبیت، «اعتبار» است که ساختاری تمثیلی دارد. اعتبار با طرح یک شباهت یا مثال، تلاش می‌کند تا حکم قضیه مورد نظر را به مخاطب منتقل ساخته و او را به پذیرش آن سوق دهد، هرچند این انتقال از طریق تمثیل، مانند قیاس، یقین برهانی نیست.

بنابراین، هر دو شکل آن در کارکرد، ماهیتی گمان‌آور دارند و نه یقینی. این دو شیوه استدلالی، ابزارهایی حیاتی برای مباحثات غیرحتمی، متقاعدسازی در حوزه‌هایی که دسترسی به مقدمات یقینی ممکن نیست، یا در مواقعی که هدف، حرکت دادن ذهن از یک باور پذیرفته‌شده به سوی یک نتیجه محتمل است، محسوب می‌شوند. تفاوت اصلی آن‌ها در شکل و ساختار است: یکی بر حذف مقدمات صریح قیاسی استوار است، و دیگری بر بهره‌گیری از شباهت‌سازی.

لغت نامه دهخدا

تثبیت. [ ت َ ]( ع مص ) بر جای بداشتن. ( تاج المصادر بیهقی ). بر جای داشتن. ( ترجمان عادل بن علی ) ( مجمل اللغة ). ثابت گردانیدن و برجای داشتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). برقرار داشتن و ثابت گردیدن. ( آنندراج ). چیزی را ثابت قرار دادن. ( از قطر المحیط ): عهدنامه نبشتم بدین تثبیت و قاعده. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 132 ). || نیک شناختن چیزی را. ( از قطر المحیط ).
تثبیة. [ ت َ ب ِ ی َ ] ( ع مص ) گردآوردن. ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || در زندگانی کسی [ را ] درود و ثنا گفتن. ( تاج المصادر بیهقی ). مدح کردن کسی را و ثنا گفتن بر او در زندگی وی. ( از قطر المحیط ). ثنا گفتن بر مرد در زندگی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || اصلاح کردن چیزی. ( از قطر المحیط ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || افزودن. || تمام کردن. || بزرگ داشتن. ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || شکایت از حال ونیاز خود کردن. ( شرح قاموس ). شکایت حال و حاجت خود پیش کسی بردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || بر خوی پدر رفتن. ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || دوام کردن بر چیزی. ( تاج المصادر بیهقی ). پیوسته بودن در کاری. ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || یاری خواستن. ( منتهی الارب ) ( شرح قاموس ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || بدی کردن. ( از قطر المحیط ) ( از شرح قاموس ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || نیکوئی کردن. ( از قطر المحیط ) ( از شرح قاموس ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). از لغات اضداد است. ( قطر المحیط ) ( شرح قاموس ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - پابرجا کردن. ۲ - آهستگی کردن.

فرهنگ عمید

۱. ثابت کردن.
۲. پابرجا ساختن، برقرار گردانیدن، پایدار کردن.

فرهنگ فارسی

ثابت کردن، پابرجاساختن، برقرارگردانیدن
۱-( مصدر ) محکم کردن استوار کردن. ۲- بر جای بر داشتن پا برجا کردن. ۳- ( اسم ) استواری اثبات.یا تثبیت قیمتها. ثابت نگاهداشتن نرخ اشیا.

فرهنگستان زبان و ادب

{fixation} [ارتاپزشکی، روان شناسی] [استخوان پزشکی] روشی در جراحی که در آن قطعات شکستۀ استخوان را با پیچ و پلاک و سایر ابزار ثابت می کنند [روان شناسی] 1. در روانکاوی، ماندگاری زیست مایه در یکی از مراحـل اولیۀ تحول روانی جنسی 2. در روان شناسی ادراک و حس (psycho...
{stabilization} [مهندسی محیط زیست و انرژی] فرایند زیستی یا شیمیایی که در آن مواد آلی تخریب پذیر، اعم از محلول یا ذره ای، اکسید می شوند و به مواد غیرآلی یا دیرتخریب پذیر تبدیل می شوند

دانشنامه عمومی

تثبیت (گونه زایی). تقویت، تثبیت یا پایدارمانی ( به انگلیسی: Reinforcement ) یا اثر والاس ( به انگلیسی: Wallace's effect )، بخشی از فرایند گونه زایی است که در آن، انتخاب طبیعی موانع تولیدمثلی بین دو جمعیت گونه را افزایش می دهد. این اتفاق زمانی رخ می دهد که انتخاب طبیعی، علیه افراد دورگه با شایستگی تکاملی کم وارد عمل شود. این ایده نخستین بار از سوی آلفرد راسل والاس زیست شناس و جغرافی دان بریتانیایی مطرح شد. به همین دلیل به آن اثر والاس نیز گفته می شود. مفهوم مدرن تثبیت گونه زایی توسط تئودوسیوس دوبژانسکی، زیست شناس تکاملی اوکراینی - امریکایی ارایه شد. دوبژانسکی فرض کرد که وقتی گونه به صورت آلوپاتریک دچار جدایی شود؛ پس از مدتی و طی تماس ثانویه دو جمعیت، دورگه هایی به وجود می آیند که شایستگی تکاملی کمی دارند. حال وقتی دورگه ها نتوانند زاده هایی زیستا به وجود آورند، انتخاب طبیعی اتفاق می افتد و موجب جدایی بیشتر دو گونه می شود. تثبیت، جزو معدود مواردی است که به طور مستقیم باعث افزایش جدایی پیش زیگوتی می شود. برای توضیح تثبیت گونه زایی، مدل های مختلفی ارایه شده است که هر کدام از آنها جنبه های مختلفی را بررسی کرده اند. این جنبه ها عبارتند از: ژنتیک، ساختار جمعیت، اثر انتخاب و حتی رفتارهای تولیدمثلی. شواهد این فرایند هم در آزمایشگاه و هم در طبیعت ( بی مهرگان، مهره داران و قارچ ها ) دیده می شود. Jerry coyne و Allen orr معتقدند که این نظریه در طول تاریخ سه دوره را از سر گذرانده است: دوره اول: تأیید آن به خاطر دورگه های با شایستگی کم. دوره دوم: رد آن در اثر مشاهده چند دورگه با شایستگی بالا. دوره سوم: تأیید مجدد آن با توجه به شواهد تجربی بالا و مدل های واقعی و منطقی ساختار جمعیت و الگوی مهاجرت نیز می توانند بر تثبیت گونه زایی اثر بگذارند. این تفاوت هنگام آزمایش تغییرات روی دو جمعیت مشخص شد: اول: جمعیتی که ایزوله بودند و فقط در یک جهت می توانستند مهاجرت کنند. دوم: جمعیتی که می توانستند در هر دو جهت عقب و جلو مهاجرت خود را انجام دهند. عامل دیگر مؤثر در تثبیت گونه زایی تغییر الگوهای جفت یابی به مرور زمان می باشد؛ مثلاً وقتی آوازها و سیگنال های جفت یابی در یک گونه زیاد و متنوع شوند، در نتیجه برخی از آن ها در پایین ترین اولویت برای انتخاب قرار می گیرند. تازه ترین کار تحقیقی بر روی تثبیت گونه زایی، شبیه سازی های کامپیوتری را مورد استفاده قرار داده و همان نتایج پیشین را به دست آورده که مهر تأییدی است بر تثبیت گونه زایی.

دانشنامه آزاد فارسی

تَثْبیت
(به معنای استواری، اثبات و پابرجا داشتن) در اصطلاح منطق، گفتاری است که یقین کامل به بار نمی آورد؛ بلکه موجب پدید آمدن ظن غالب می گردد. تثبیت بر دو گونه است: ۱. ضمیر (پوشیده وار) یا تفکیر، گفتاری گمان آور که به صورت قیاس طرح شده است. عنوان ضمیر (قیاس ضمیر) را به سبب اسقاط کبری بر این قیاس نهاده اند و نام تفکیر بدان سبب است که این قیاس مشتمل بر حد وسطی است که فکر اقتضای آن می کند؛ ۲. اعتبار، گفتاری گمان آور که به صورت تمثیل طرح شده است.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تثبیت یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای استدلال خطابی در قالب قیاس یا تمثیل است.
هرگاه ماده حجتِ خطابی (مظنونات و مشهورات) در قالب و شکل قیاس یا تمثیل ارائه شود «تثبیت» خوانده می شود؛ بدین سان، تثبیت عبارت است از: هر قولی که در خطابه به عنوان حجت و استدلال به کار می رود، به گونه ای که مفید تصدیق ظنی به مطلوب خطیب و برای شنوندگان گمان آور باشد؛ خواه در قالب و شکل قیاس عرضه شود و یا در هیئت استدلال تمثیلی، چون در خطابه، تصدیق جزمی منظور نیست و از تمثیل هم تصدیق غیرجزمی اقناعی حاصل می شود؛ به این سبب، تمثیل نیز در خطابه مورد استفاده است. به تثبیت، «حجت اقناعی» نیز گفته می شود. تثبیت بر دو قسم است: تثبیت تمثیلی یا تمثیل خطابی و تثبیت قیاسی یا قیاس خطابی.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • حلی، حسن بن یوسف، الجوهر النضید.
۱. ↑ مظفر، محمدرضا، المنطق، ص۴۳۸.
...

ویکی واژه

پابرجا کردن.
آهستگی کردن.

دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز