بوت. ( اِ ) بیونانی، درختی است ثمر آن شبیه زعرور و حکیم میرمحمدمؤمن، نوشته: ظاهراً درخت کنوس طبری، همین باشد. ( فهرست مخزن الادویه ) ( تحفه حکیم مؤمن ). درختی است نبات آن بنبات زعرور ماند. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
بوت. ( اِخ ) شهری است که در مصر بوده و غیب گویان آن شهرتی داشتند. ( ایران باستان ج 1 ص 518 ).
شهریست که در مصر بوده و غیب گویان آن شهرتی داشتند ٠
بوت (استان اوپوله). بوت ( به لهستانی: But ) یک منطقهٔ مسکونی در لهستان است که در گمینا گووگووک واقع شده است.
نیمچکمه، پوتین. کفشی که در برف و یا در جنگ میپوشند.
(رایانهای): اصطلاحی برای راهاندازی و بالا آمدن رایانه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال اسپتزیا، باشگاه فوتبال بوتو پلوودیو، و باشگاه فوتبال پرو ورچلی اشاره کرد.
💡 برخی از مواد رایج موجود در اسپری بدن عبارتند از: بوتان، ایزوبوتان، پروپان، الکل و پاراف.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال بوتافوگو و باشگاه فوتبال اتلتیکو مینیرو اشاره کرد.
💡 اصل لانه کبوتری نسبت به مجموعههای نامتناهی با استفاده از اعداد کاردینال (اصلی) تعمیم داده شود.
💡 معلقی دو سه از ذوق زد کبوتروار چنانکه صیحهزنان اوفتاد واله و دنگ
💡 شد ملک حون ترازو فرمان شاه ساهین شد خصم چونکبوتر شمشیر شاه شاهین