جوایز

لغت نامه دهخدا

جوایز. [ ج َی ِ ] ( ع اِ ) جوائز. ج ِ جایزه. رجوع به جوائز شود.

فرهنگ معین

(جَ یِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ جایزه.

فرهنگ عمید

=جایزه

فرهنگ فارسی

جمع جائزه
( اسم ) جمع جایزه ( جائزه ) بخششها نورهانها پاداشها.

ویکی واژه

جِ جایزه.

جمله سازی با جوایز

💡 وی همچنین برندهٔ جوایزی همچون نشان دهمین سالگرد خلق لهستان شده‌است.

💡 تا جوایز قسمت آنان شود یکه‌تازان، بی‌قراری می‌کنند

💡 همچنین وی برندهٔ جوایزی همچون نشان امپراتوری بریتانیا شده‌است.

💡 از آنکه دیدم زان پیشتر که ‌گوید مدح بسی جوایز و تشریف یافت از نواب

💡 وی همچنین برندهٔ جوایزی همچون هنرمند مردمی جمهوری شوروی فدراتیو سوسیالیستی روسیه شده‌است.

💡 آن‌ها برندهٔ جوایزی همچون هنرمند افتخاری جمهوری ارمنستان شده‌اند.

تازه نفس یعنی چه؟
تازه نفس یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز