مفهوم جمع کردن در زبان فارسی میتواند معانی متنوعی داشته باشد. به طور کلی، این واژه به معنای گردآوری و یکجا کردن چیزها است. این مفهوم در زمینههای مختلفی کاربرد دارد، از جمله جمعآوری اشیاء، گردآوری اطلاعات، جمع بستن اعداد در ریاضی، یا حتی تجمیع افراد در یک مکان مشخص. در واقع، جمع کردن میتواند به فرآیندهایی اشاره کند که در آنها چیزهای مختلف به هم پیوسته و یک مجموعه واحد شکل میگیرد. این فعالیت میتواند به سادگی جمعآوری کتابها یا اسناد، یا به پیچیدگی تحلیل و تجزیه دادهها باشد. در هر صورت، این مفهوم همواره بر روی ایجاد یک اتحاد و همبستگی میان عناصر مختلف تمرکز دارد.
جمع کردن
لغت نامه دهخدا
جمع کردن. [ ج َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گرد کردن. ( فرهنگ فارسی معین ): اموال بسیار جمع کرد. || فراهم کردن. غند کردن. ( فرهنگ فارسی معین ): لوازم و اسباب خانه را جمع کرد تا با وسیله نقلیه حمل کند.
فرهنگ فارسی
۱- گرد کردن گرد آوردن:( اموال بسیار جمع کرد. ) ۲- فراهم کردن غند کردن: ( ( لوازم و اسباب خانه را جمع کرد تا با وسیل. نقلیه حمل کنند. ) )
گرد کردن یا فراهم کردن غند کردن
ویکی واژه
riunire
accumulare
جمله سازی با جمع کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر دانم که از خصمست تقصیر توان دل جمع کردن زو به یک تیر
💡 بلاهای سیه را جمع کردند ازان زلف پریشان آفریدند