کلمهی «مچرگ» در فارسی به معنای بیگاری و کار بدون اجرت یا مزد است. این واژه بیانگر فرایندی است که در آن افراد یا موجودات مجبور میشوند کاری انجام دهند، بدون اینکه پاداش یا حق قانونی دریافت کنند. در این معنا، مچرگ اشاره به کار اجباری، بیاجرت و تحمیلی دارد و بیشتر در متون قدیمی و ادبی برای توصیف شرایطی به کار رفته که زور و ستم باعث انجام کار میشود. این عمل معمولاً با بیعدالتی و بهرهکشی همراه است و بیانگر وضعیتی است که فرد یا گروه تحت فشار یا اجبار مجبور به انجام کار میشود. از نظر معنایی، «مچرگ» با مفاهیمی مانند کار اجباری، بیاجرت و بهرهکشیشده نزدیکی دارد و تمرکز آن روی ماهیت کار و نحوه انجام آن است.
مچرگ
لغت نامه دهخدا
مچرگ. [ م َ چ َ ] ( اِ )بمعنی بیگار و کار فرمودن به زور و ستم و بی اجرت باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). بیگار و کارفرمایی به زور و بی مزد و اجرت. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مجرگ شود.