زنجیری

لغت نامه دهخدا

زنجیری. [ زَ ] ( ص نسبی ) کنایه از دیوانه است. ( برهان ) ( از فرهنگ رشیدی ) ( انجمن آرا ) ( از شرفنامه منیری ) ( از غیاث ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). ج، زنجریان. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( شرفنامه منیری ) ( انجمن آرا ):
متواری راه دلنوازی
زنجیری کوی پاکبازی.نظامی ( از انجمن آرا و آنندراج ).زنجیری دشت، شد خردمند
از بندی خانه دور شد بند.نظامی.در به زنجیر کن ترا گفتم
تا چو زنجیریان نیاشفتم.نظامی.برآشفت گردون چو زنجیریی
به زنگی بدل گشت کشمیریی.نظامی.|| منسوب به زنجیر. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) ( فرهنگ فارسی معین ). || لایق زنجیر و قید. ( فرهنگ فارسی معین ). درخور زنجیر. ( یادداشت بخطمرحوم دهخدا ): دیوانه زنجیری؛ دیوانه ای که او را جز به زنجیر کردن نگاه نتوان داشت. دیوانه سخت دیوانه. ( از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

(زَ ) (ص نسب. ) دیوانه، خطرناک.

فرهنگ عمید

۱. سزاوار زنجیر شدن، خطرناک.
۲. [مجاز] کسی که در بند و زنجیر باشد، زندانی.
۳. [مجاز] دیوانه.

فرهنگ فارسی

دربندوزنجیرکردن، دیوانه که اورازنجیرکنند
( صفت ) ۱ - منسوب به زنجیر. ۲ - لایق زنجیر و قید: دیوانه زنجیری. ۳ - دیوانه

جمله سازی با زنجیری

💡 جلال‌الدین بن علی زین‌العابدین، معروف به سیدالحرمین و امامزاده زنجیری در شیراز، محله گود عربان و جنب مسجد نصیرالملک واقع شده است.

💡 سرو بالایی که من زنجیری اویم چو آب الامان خیزد ز رفتارش به هر جا بگذرد

💡 هر چه بینی به جهان حلقه زنجیری هست هیچ جا نیست که این دایره با هم نرسد

💡 بهائی بارها ورزید عشق اما جنونش را نمی‌بایست زنجیری ولی این بار می‌باید

💡 کولون = چفت و بست در، چوب بزرگی که پست در میگذاشتند تا مانع ورود افراد از بیرون بشوند، در حال حاضر معنای چفت و قفل زنجیری در را میدهد.

💡 گر بصحرای جنون بگذری ای باد صبا می بیار از دل زنجیری ما باد آنجا

جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز