فلاته

لغت نامه دهخدا

فلاته. [ ف ُ / ف ِ ت َ / ت ِ ] ( اِ ) نوعی از حلواست که آن را با شیر گوسفند پزند، و در فارسی آن را میده خوانند. ( برهان ). فراته. فراتق. ( یادداشت مؤلف ): از وی [شهر مرو] پنبه نیک و اشترغار و فلاته و سرکه و آبکامه و جامه های قزین و ملحم خیزد. ( حدود العالم ).

فرهنگ معین

(فَ یا فُ تِ ) (اِ. ) نک فراته.

فرهنگ عمید

= فراته

فرهنگ فارسی

نوعی حلوا که آنرا با شیر گوسفند پزند و در فارسی آن را میده خوانند.

فرهنگستان زبان و ادب

{set , plateau (fr. )} [سینما و تلویزیون] فضایی معمولاً ساختگی در داخل یا خارج استودیو که موضوع در آنجا فیلم برداری یا تصویربرداری شود

ویکی واژه

نک فراته.

جمله سازی با فلاته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان گفت مناطق ایرانشهر، زابل و باهوکلات، آب و هوای بیابانی و مناطق زاهدان، خاش، سراوان و چابهار، آب و هوای نیمه بیابانی و ناحیه کوهستانی بم پشت در جنوب سراوان و امتداد آن به طرف مشرق تا کوه‌های بشاگرد، آب و هوای نیمه بیابانی معتدل دارند. اقلیم مشرق ارتفاعات و فلاتهای مرتفع و کم وسعت میان آن، نیمه بیابانی با زمستانهای سرد است.

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز