غیابی. ( ص نسبی ) مقابل حضوری. منسوب به غیاب. آنچه در غیاب کسی گویند یا کنند. رجوع به غِیاب شود.
- حکم غیابی؛ ( اصطلاح حقوق ) حکمی است که درباره یکی از اصحاب دعوی که در جلسه دادرسی حاضر نشده و لایحه نفرستاده و حضور خود را ساقط نکرده باشد صادر شود. رجوع به حکم شود.
۱. بدون حضور فرد موردنظر: حکم غیابی.
۲. (قید ) در غیبت فرد مورد نظر: غیابی طلاق گرفت.
( صفت ) منسوب به غیاب آنچه در غیاب کسی گویند یا انجام دهند مقابل حضوری یا حکم غیابی. حکمی است درباره یکی از اصحاب دعوی که در جلسه دادرسی حاضر نشده و لایحه نفرستاده و حضور خود را ساقط نکرده باشد صادر شود.
💡 آلفا از ابتدای جوانی با سیاستهای حکومتهای حاکم در گینه مخالف بود. او به عنوان مخالف تاریخی گینه شناخته میشود. در سال ۱۹۷۰ و در زمان ریاست جمهوری احمد سکوتوره وی به صورت غیابی به مرگ محکوم شد و این امر باعث شد مدتی از کشور خود دور بماند.
💡 گر در حضور هستی، ور در غیاب هستی چون جسم در حضوری، چون روح در غیابی
💡 ازدواج غیابی فیلمی به کارگردانی کاظم معصومی و نویسندگی سیدمحسن وزیری محصول سال ۱۳۷۹ است.
💡 ۴۱ نفر از مردان و زنان درویش با غیرقانونی دانستن روند قضایی رسیدگی در دادگاه شرکت نکردند و احکام آنها بهصورت غیابی صادر گردید.
💡 در حال حاضر این رویداد بزرگ در شهرهای اصفهان، تهران، شیراز، اراک، یزد و رشت برگزار میگردد و میهمانانی همچون محمدجواد شکوری مقدم و رضا غیابی را در برنامه داشته است.
💡 رایی که پس از رسیدگی واخواهی صادر میشود فقط نسبت به واخواه و واخوانده مؤثر است و شامل کسی که واخواهی نکردهاست نخواهد شد، مگر اینکه رای صادره قابل تجزیه و تفکیک نباشد که در این صورت نسبت به کسانی که مشمول حکم غیابی بوده ولی واخواهی نکردهاند نیز تسری خواهد داشت.