واژه «محذور» به معنای چیزی است که مورد منع، ممنوعیت یا پرهیز قرار دارد و فرد یا گروه باید از آن اجتناب کند. این کلمه معمولاً در متون حقوقی، اخلاقی و اجتماعی به کار میرود و نشاندهنده خطر، اشتباه یا نتیجه منفی محتمل است که باید از آن جلوگیری شود. محذور میتواند شامل عملیات قانونی، رفتار اخلاقی یا تصمیمات شخصی باشد که انجام آن به دلایلی مانند قانون، دین یا عرف مجاز نیست. در زبان روزمره نیز «محذور» به هر چیزی گفته میشود که با رعایت احتیاط یا دوراندیشی، از آن پرهیز میشود. این واژه بار معنایی احتیاط، منع و محافظت در برابر خطرات احتمالی دارد و به افراد هشدار میدهد که از برخی امور خودداری کنند. به طور خلاصه، «محذور» چیزی است که اجتناب از آن ضروری است تا پیامدهای منفی پیشگیری شود و هم در متن حقوقی و هم در امور اخلاقی کاربرد دارد.
محذور
لغت نامه دهخدا
محذور. [ م َ ] ( ع ص ) امر مخوف. ( منتهی الارب ). آنچه از آن ترسیده شود. ( آنندراج ). قوله تعالی ان عذاب ربک کان محذوراً.و وقاک اﷲ کل محذور. ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) مانع: رأی محذور فی ذلک مع قصدالمبالغه. ( شرح رضی ص 145 ). مرحوم قزوینی در یادداشتهای خود درباب استعمال این کلمه و به کار بردن کلمه محظور بجای آن نوشته اند که این کلمه به معنی مانع با «ذال » است نه با «ظ» یعنی محظور، چنانکه بعضی از نادانان غیر مأنوس به کتب عربی گمان کرده اند و در امثال این موارد «محظور» همیشه مینویسند و حال آنکه محظور بکلی مورد استعمال دیگری دارد، مثلاً در این عبارت: استعمال لباس ابریشمی برای مردان محظور است. یا «الضرورات تبیح المحظورات » و امثال ذلک که واضح است کجاهاست. ( از یادداشت های قزوینی ج 3 ص 285 ). || مشقت. رنج.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع. ] (اِمف. ) پرهیز شده، آنچه که از آن دوری کنند.
فرهنگ عمید
۱. [مجاز] گرفتاری، مشکل.
۲. [قدیمی] آنچه از آن می ترسند و حذر می کنند.
فرهنگ فارسی
پرهیزشده، آنچه که از آن حذرکنند
( اسم ) ۱ - آنچه از آن پرهیز کنند دور شده پرهیز شده. ۲ - مانع. توضیح رای محذور فی ذلک مع قصد المبالغه. مقصود استعمال این کلمه است در امثال این موارد که تقریبا درست بمعنی مانع است و با ذال است نه با ظائ یعنی محظور چنانکه بعضی از نادانان غیر مانوس بکتب عربی گمان کرده اند و در امثال این موارد محظور همیشه می نویسند و حال آنکه محظور بکلی مورد استعمال دیگری دارد. ۳ - مشقت رنجها جمع: محذورات.
ویکی واژه
پرهیز شده، آنچه که از آن دوری کنند.
جمله سازی با محذور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کون عدم بود و چو موجود شد نیست بجز واجب و محذور نیست
💡 و دوم مساعدت با ایشان در مقتنیات پیش از طلب، بی شایبه منت و طلب عوض به قدر امکان، مادام که مؤدی نباشد به محذوری بزرگ که احتراز ازان واجب باشد.
💡 روزگارت چنان که نتوان گفت که درو هیچ روز محذورست