گریبانه

لغت نامه دهخدا

گریبانه. [ گ ِ ن َ / ن ِ ] ( اِ )حلقه ای از گوشواره ها است که در پای گلهای چتری میروید. رجوع به گریبانک و گیاه شناسی ثابتی ص 452 شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مجموع برگه هایی که در قاعد. پایکهای اصلی یک گل قرار دارند.

جمله سازی با گریبانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو شمع از فکر خود تا خاک‌ گشتن برنمی‌آیم گریبانهاست بیدل در گریبانی‌ که من دارم

💡 فزون از شانه، دارد سینه من چاک رسوایی چوگل در جیب عریانی، گریبانهاست مستان را

💡 بتان را خار در پیراهن از اوست گریبانها همه تا دامن از اوست

💡 غنچه‌واری هیچکس با عافیت سودا نکرد همچو گل اینجا گریبانها به دامن رفته است

💡 دانی این گوی در گرد گریبانها چیست دهنی چند که آنهاش همه دندانند

💡 شبی سیر خیال آن حنایی نقش پا کردم گریبانها پر از کیفیت برگ حنا کردم

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فراخوانی یعنی چه؟
فراخوانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز