گران قیمت

لغت نامه دهخدا

گران قیمت. [ گ ِ م َ ] ( ص مرکب ) گرانبها. پرارزش و عالی. مقابل ارزان قیمت.

فرهنگ معین

( ~. قِ مَ ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) گران بها، پرارزش. مق ارزان قیمت.

فرهنگ عمید

گران بها، پرارزش.

فرهنگ فارسی

گرانبها پر ارزش مقابل ارزان قیمت: از صدفش شد پدید در گران قیمتی هم زصفا بی نظیر هم زشرف بی بها. ( هاتف اصفهانی )

ویکی واژه

گران بها، پرارزش. مق ارزان قیمت.

جمله سازی با گران قیمت

💡 در گران قیمتی بود و سپهر از جفا در دل خاکش نهاد ساخت چو گنجش دفین

💡 حیف از آن در درخشان گران قیمت که شد گنج‌سان جایش درون خاک در این خاکدان

💡 ما نداریم متاعی که بود در خور وصلت تو گران قیمتی و هر چه ترا هست گرانست

💡 همیشه تا که گران قیمت است توسن عمر چو عمر باد ترا این تکاور ارزانی

💡 جنس تو در دکان ز گران قیمتی به جاست بشکن بهای خویش، خریدار را ببین

کاباره یعنی چه؟
کاباره یعنی چه؟
کیری یعنی چه؟
کیری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز