فرهنگ فارسی
۱ - کمتر از همه اقل همه مقابل بیشترین: ( این شرها بر کمترین روی افتد و بیشتر خیر ها غالب بوند چنانکه بیشترین کسی تندرست بوند و اگر بیمار بود بیشترین آن بود که بکمترین وقت بیمار بود ). ۲ - کوچکترین حقیر ترین همه. ۳ - ناقصترین.
۱ - کمتر از همه اقل همه مقابل بیشترین: ( این شرها بر کمترین روی افتد و بیشتر خیر ها غالب بوند چنانکه بیشترین کسی تندرست بوند و اگر بیمار بود بیشترین آن بود که بکمترین وقت بیمار بود ). ۲ - کوچکترین حقیر ترین همه. ۳ - ناقصترین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کمترین بندگان ابن یمین کز اعتقاد هست و خواهد بود دایم معتکف در کوی تو
💡 ترا در سراپرده گر اختریست که این بنده را کمترین دختریست
💡 گردون هزار فخر کن، گر بروز جنگ با کمترینه بندهٔ تو سر بسر کند
💡 قاسمی،قصه عشاق ندارد پایان کمترین شیوه او رمز و معما باشد
💡 و گفت: بینائی مؤمن به نور دل بود از آنکه آخرت غیب است و نور دل غیب و غیب را به غیب توان دید. و گفت: کمترین عقوبت عارف آنست که حلاوت ذکر از وی بربایند.
💡 کارم از یک کاسه بغرا نمی گردد تمام باری از دفع ضرورت کمترینه دو تغار