کج خرام

مترادف‌ها

کج‌گام، لنگ‌لنگان، با گام‌های کج

متضادها

راست‌گام، صاف‌گام

فرهنگ معین

( ~. خُ یا خَ ) (ص فا. ) ۱ - آن که بد - خرامد. ۲ - بدمعامله.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنکه بد خرامه. ۲ - بد رفتار بد معامله.

ویکی واژه

آن که بد - خرامد.
بدمعامله.

جمله سازی با کج خرام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بودستی از نخست کج و هان به تیغ شاه ای کج خرام‌، راست بدین‌سان چگونه‌ای

💡 گرچه شیرین است و نوشین است او کج خرام و شوخ و بی دین است او

💡 مگذرید از راستیها ورنه طبع‌کج خرام می‌رسد جایی که باید بر دم عقرب نشست

💡 نشانم روشن است اما سر و برگ تسلی‌کو هنوز ازکج خرامیها کماندار است تیر من

💡 هنوز این چرخ نیلی کج خرام است هنوز این کاروان دور از مقام است

💡 خسروا دی کاین جسارت رفت از گردون پیر خشمگین ‌گفتم تفو بر گوهرت ای‌ کج خرام

💡 در آن شب مه آلود، دختری کج خرام از میان باغ‌های قدیمی عبور می‌کرد و صدای قدم‌های او بر سنگ‌فرش‌های خیس، سکوت شب را می‌شکست.

💡 شاهزاده با گام‌هایی کج خرام و وقاری خاص وارد تالار شد که باعث شد تمام نگاه‌ها به سمت او چرخش کنند و سکوت برقرار شود.

💡 شاعر با توصیف آن پری‌روی زیبا که کج خرام در میان گل‌ها قدم می‌زد، توانست زیبایی‌های طبیعت را به شکلی بی‌نظیر در کلام خود بیاورد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران