لغت نامه دهخدا
چندک. [ چ ُ دَ ] ( اِ ) چنباتمه. رجوع به چنباتمه شود. چندک زدن. چنباتمه نشستن.
چندک. [ چ ُ دَ ] ( اِ ) چنباتمه. رجوع به چنباتمه شود. چندک زدن. چنباتمه نشستن.
چنباتمه. چندک زدن. چنباتمه نشستن
{quantile} [آمار، ریاضی] مجموعه ای از (n-1 ) مقدار که فراوانی کل یک جامعه یا یک نمونه را به n قسمت برابر تقسیم می کند
چندک (جمهوری آلتای). چندک ( به لاتین: Chendek ) یک منطقهٔ مسکونی در روسیه است که در جمهوری آلتای واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ازمون نشر امواج صوتی می تواند به صورت تک کاناله( استفاده از یک مبدل) و یا چندکاناله(استفاده از چند مبدل) صورت بگیرد.
💡 آمیگا ۲۰۰۰ یکی از قابل ارتقاءترین و چندکارهترین مدلهای تولید شده آمیگا بود و به مدت چهار سال که «آمیگا ۳۰۰۰ تی»[پانویس ۳] معرفی شد این عنوان را در اختیار داشت.
💡 قبلهٔ ادب و عشقست گلچین جهانبانی گلچین ز ادب ای دل هرچندکه بتوانی
💡 ز چرخ چندکشم انفعال شیشه دلیها روم جنون کنم و پوست زین پلنگ برآرم
💡 چو بوهریره احادیث چندکردم جعل به فضل بوسه و خواندم بر او به استعجال