لغت نامه دهخدا
پیش اندیش. [ اَ ] ( نف مرکب ) پیش بین. آنکه از قبل اندیشد چیزی را.
پیش اندیش. [ اَ ] ( نف مرکب ) پیش بین. آنکه از قبل اندیشد چیزی را.
( اَ ) (ص. ) محتاط، عاقل.
( صفت ) آنکه از قبل چیزی را اندیشد پیش بین.
محتاط، عاقل.
💡 ز پیش اندیشی خود یاد کردم از آن در عشق خود پرداد کردم
💡 ز پیش اندیشی خود آنچه دیدم کنم بیشک که من آن میتوانم
💡 اگر دلدار خواهی خویش بگذار نظر در عقل پیش اندیش بگمار
💡 ز پیش اندیشی خود رهبرم من توانم کز سر جان بگذرم من
💡 چرا چندین جدل در پیش داری عجائب سرّ پیش اندیش داری
💡 چند اندیشی چو من بیخویش شو یک نفس در خویش پیش اندیش شو