وقس

لغت نامه دهخدا

وقس. [ وَ ] ( ع اِ ) زنا و هر گناه و بدی که از حد درگذرد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || گر. ( منتهی الارب ). اندک مایه گرگی ( ظ: گرگنی یا گری ) اشتر که پدید آید. ( مهذب الاسماء ). || ( مص ) باز کردن پوست. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || باز کردن پوست از سر ریش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || ذکر کردن زنا و متهم کردن کسی را. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || پراکنده شدن گر در شتران قبل از استحکام آن. ( منتهی الارب ). گر گرفتن شتر. ( تاج المصادر بیهقی ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با وقس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عاشقان را ذکر معشوقست مونس دایما غیر فکرش بیدلان را از کجا رائی دگر

💡 در سال ۱۹۳۸، شهرستان توقسون از ولایت یانچی جدا شده و به ولایت دیهوا پیوست.

💡 نه عاشق باشد اینجاگه نه ازدوست که معشوقست بیشک دید خود اوست

💡 سخن این بار از دردست و شوقست ترا زان ازحقیقت جمله ذوقست

💡 چه عیش است و عشرت چه ذوقست و بهجت که پیران گرفتند از سر جوانی

جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز