لغت نامه دهخدا
نگاه داشته. [ ن ِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مصون. ( منتهی الارب ). محفوظ. در امان:
ثبات عمر تو باد و دوام عافیتت
نگاه داشته از نائبات لیل و نهار.سعدی.رجوع به معانی نگاه داشتن شود.
نگاه داشته. [ ن ِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مصون. ( منتهی الارب ). محفوظ. در امان:
ثبات عمر تو باد و دوام عافیتت
نگاه داشته از نائبات لیل و نهار.سعدی.رجوع به معانی نگاه داشتن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حق ایزد نگاهداشته رفت ایزدش داد تا بگاه رسید
💡 نگاهداشته از دزد و باد و آتش و آب بخاک احمد ختمی م آب کرده نثار