لغت نامه دهخدا
نوپا. [ ن َ / نُو ] ( ص مرکب ) بچه که تازه به راه افتاده است. کودک که به نوی راه رفتن گرفته است. ( یادداشت مؤلف ). نیز رجوع به نوبه پاآمده شود.
نوپا. [ ن َ / نُو ] ( ص مرکب ) بچه که تازه به راه افتاده است. کودک که به نوی راه رفتن گرفته است. ( یادداشت مؤلف ). نیز رجوع به نوبه پاآمده شود.
(نُ ) (ص مر. ) (عا. ) کودک تازه به راه افتاده.
۱. کودک تازه به راه افتاده.
۲. [مجاز] چیزی یا کسی که به تازگی فعالیت خود را آغاز کرده: شرکت نوپا.
کودکی که تازه براه افتاده است
تازه براه افتاده: مادر بچه هامهدی کودک نوپا را...پهلوی خود ببازی و حرف سرگرم کرده بود.
(عا.)
کودک تازه به راه افتاده.
💡 برچسب نوپا بودن ممکن است به شرکتها کمک کند تا به هنگام استخدام شرایط بهتری داشته باشند. چرا که برخی از افراد با صلاحیت، تمایل دارند با شرکتهای نوآورانه همکاری و در عین حال، دستمزد پایینی دریافت کنند. هنوز هم بسیاری از بنیانگذاران هستند که دوست ندارند استارتاپها را به معیارهای موجود محدود کنند. آنها بر این باور هستند که استارتاپ میتواند هر سن و اندازهای داشته باشد. [چه کسی؟]
💡 ^ معاهده ای که در آن حکومت نوپای کمونیستی شوروی برای پایان دادن هر چه سریعتر به جنگ با آلمان، ۱۵۰٬۰۰۰ کیلومتر مربع از مساحت غربی خود را به آلمان و متحد اتریش_مجار وی واگذار کرد.
💡 که دارد جوهر عرض اقامت فلک تا ماه نوپا در رکابست
💡 در سال ۱۸۷۰ این کشور با دیگر امارتهای آلمانی، امپراتوری نوپای آلمان را تأسیس کرد. پس از پایان جنگ جهانی دوم، این ایالت تحت اشغال نیروهای آمریکایی قرار داشت و قانون اساسی جدید این ایالت در یکم دسامبر ۱۹۴۹ به تصویب رسید و تا هنگام بازیکپارچگی آلمان، بایرن بخشی از آلمان غربی (جمهوری فدرال آلمان) بهشمار میرفت.