نان بده

لغت نامه دهخدا

نان بده. [ ب ِ دِه ْ ] ( نف مرکب ) سخی. سخاوتمند. دست و دلباز. که به دیگران نان میدهد. که به اطرافیان و زیردستان نان میرساند. نان رسان. نان ده. سخی خاصه نسبت به نوکران و پیشکاران.

فرهنگ معین

(ب د ) (ص فا. ) (عا. ) روزی رسان، سخاوتمند.

فرهنگ فارسی

(صفت ) ۱ - آنکه رزق دیگران راتامین کند. ۲ - سخی سخاوتمند: اوکه مردنان بده نیکوکار و با همه احوال خوش نیت و نیکخواهی بود..

ویکی واژه

(عا.)
روزی رسان، سخاوتمند.

جمله سازی با نان بده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو همسایه است با جان تو جانان بده جان و حق همسایه بگذار

💡 شهنشها توئی آن زرفشان که همت تو نریزد آب رخ آنکه وجه نان بدهد

💡 زر به یاران خور به مسکینان بده صرف کن چون جاهلان آنرا منه

💡 گهی که ابن یمین در سواد مدحت تو ز کلک ژرده صفت مرکب بنان بدهد

💡 (صامتا) گر می‌توانی نان بده گر نداری نان برو پس جان بده

ملکا یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز