لغت نامه دهخدا
نان رسانی. [ رَ / رِ ] ( حامص مرکب ) نان دهی. پهلوداری. عمل نان رسان. رجوع به نان رسان و نان رساندن شود.
نان رسانی. [ رَ / رِ ] ( حامص مرکب ) نان دهی. پهلوداری. عمل نان رسان. رجوع به نان رسان و نان رساندن شود.
۱ - نان دهی.۲ - مددرساندن بمعاش دیگران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیکخواهان را رسانی همچو یوسف سوی تخت بد سگالان را فرستی همچو قارون سوی بیر
💡 تا که از نقص رسانی بکمال اشیا را دست آنها مگر از عجز بدامان تو نیست
💡 ستم ار بناتوانان ز ستمگری رسانی بستم دچار گردی تو بوقت ناتوانی
💡 به پیش گاه اتابک رسانی این اشعار جواب آن بفرستی برای چاکر خویش
💡 لیکن از فضل تو آن زیبد که دستی بر نهی پس ازین پستی به علیین رسانی جوهرم
💡 1 در آمار بازیها و گلهای باشگاهی تنها بازیهای لیگ محاسبه شده است. بهروز رسانی: ۲۳ مرداد ۱۳۸۸