مواعد

لغت نامه دهخدا

مواعد. [ م َ ع ِ ] ج ِ موعد. سررسیدها.وعده ها. ( ناظم الاطباء ): مواعدی را که قانون معین نکرده است دادگاه معین خواهد کرد. ( ماده 611 آیین دادرسی مدنی ). مواعدی که ابتدای آن تاریخ ابلاغ یا اعلام است روز ابلاغ و اعلام و همچنین روز اقدام جزء مدت محسوب نمی شود. ( ماده 613 آیین دادرسی مدنی ). دادن مهلت در مواعدی که از طرف دادگاه تعیین می شود فقط یک دفعه جایز است. ( ماده 618 آیین دادرسی مدنی ). و رجوع به موعد شود. || وعده جایها. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(مَ عِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ موعد.

فرهنگ عمید

= موعد

فرهنگ فارسی

جمع موعد
( اسم ) جمع موعد

جمله سازی با مواعد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اسرار غیب جلوه گر است از شهود او کافی است چون مواعد یزدان عهود او

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز