متورم. [ م ُ ت َ وَرْ رِ ] ( ع ص ) آماسنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).آماسیده. ورم کرده و برآمده و بادکرده. ( ناظم الاطباء ). آماسیده. آماهیده. خاسته. منتفخ. برآماهیده. بادکرده. برآماسیده. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
(مُ تَ وَ رِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) آماسیده، ورم کرده.
ورم کرده، آماس کرده، آماسیده.
ورم کرده، آماس کرده، آماسیده
( اسم ) ورم کننده آماسنده دارای ورم: با صورت متورم وارد شد.
gonfio
آماسیده، ورم کرده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علت دیگر استسقاء بیماری خیز می باشد که مایعات در شکم جمع میشود و مریض بسیار آب می نوشد. همه بدن متورم و سست می باشد. غذا درست هضم نمیشود و ادرار به رنگ سفید درمیآید، این بیماری بیشتر همراه با بیماری قلب و کبد بوده و شکم متورم و بزرگ می باشد.
💡 معمولاً صورت، لبها، دهان و زبان در عرض چند دقیقه تا چند ساعت متورم میشوند. گاه دستها، حلق و دستگاه گوارش نیز درگیر میشوند. ممکن است ادم همراه با خارش باشد که کمتر از کهیر است.
💡 در کودکی نامش را اودیپ میگذارند که در یونانی به معنی ” متورم پای “ است.
💡 اودیپ یا ایدیپوس (به یونانی: Οιδίπους، به معنای متورم پای)، در اساطیر یونانی پادشاه افسانهای تبای، تنها فرزند لایوس و یوکاسته است.