فرهنگ معین
(مُ ءَ د دا ) [ ع. ] (اِمف. ) تأدیه شده، پرداخت شده.
(مُ ءَ دّ ) [ ع. ] (ص. ) ادا کننده، گزارنده.
(مُ ءَ د دا ) [ ع. ] (اِمف. ) تأدیه شده، پرداخت شده.
(مُ ءَ دّ ) [ ع. ] (ص. ) ادا کننده، گزارنده.
اداکننده، پرداخت کننده.
ادا کننده، گزارنده.
تأدیه شده، پرداخت شده.
💡 همانطور که در بالا گفته شد پرداخت مالیات تا پایان دوره ادو با تحویل برنج و سایر محصولات انجام میشد و کشاورز اصلی به عنوان مؤدی مالیاتی در نظر گرفته میشد. این مالیات ثبات لازم را نداشت چون رقمها در مناطق مختلف متفاوت بود. نظام مالیاتی جدید باعث شد یک سیستم یکپارچه به وجود آید که در آن صاحبان زمین مبلغی را بسته به ارزش زمین و به صورت نقد به دولت پرداخت میکردند.
💡 فقال عزّ من قائل: «أُولئِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ» لانّهم انکروا البعث، «وَ أُولئِکَ الْأَغْلالُ فِی أَعْناقِهِمْ» یوم القیامة و فی النّار الاغلال جمع الغلّ و هو طوق یقید به الید الی العنق و قیل الاغلال الاعمال اللازمة لهم المؤدیة الی العذاب، «وَ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ» ای سکّان النّار، «هُمْ فِیها خالِدُونَ» ماکثون ابدا لا یموتون فیها و لا یخرجون منها.
💡 و هر چند عدد نوابت زیادت از این اعداد تواند بود اما ایراد آنچه در حیز امکان آید مؤدی بود به تطویل.
💡 و چنانکه در مقالت اول در باب عدالت گفتیم در سیاست به ناموس و حاکم و دینار احتیاج باشد، پس اگر این تدبیر بر وفق وجوب و قاعده حکمت اتفاق افتد و مؤدی بود به کمالی که در نوع و اشخاص بقوت است آن را سیاست الهی خوانند، و الا به چیزی دیگر که سبب آن سیاست بود اضافت کنند.
💡 شد ز بی مکسبی و بی مالی ملک شه از مؤدیان خالی