قرناق

لغت نامه دهخدا

قرناق. [ ق ُ ] ( ترکی، اِ ) خدمتکار. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). رجوع به قرنق شود.

فرهنگ معین

(قُ یا قِ ) [ تر. ] (اِ. ) خدمتکار، کنیزک. ج. (به سیاق فارسی ) قرناقان.

فرهنگ عمید

۱. خدمت کار، کنیز.
۲. مَحرم.

ویکی واژه

(به سیاق فارسی)
خدمتکار، کنیزک.
قرناقان.

جمله سازی با قرناق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یک کنیزک بود در مبرز چو ماه سخت زیبا و ز قرناقان شاه

مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز