فراموشکاری

لغت نامه دهخدا

فراموشکاری. [ ف َ ] ( حامص مرکب ) نسیان. از یاد بردن. سؤحافظه. ( یادداشت به خط مؤلف ):
ز پیری دگرگون شود رای نغز
فراموشکاری درآید به مغز.نظامی.و رجوع به فراموشکار و فرامشتکاری شود.

فرهنگ فارسی

عمل و حالت فراموشکار نسیان فراموشی

جمله سازی با فراموشکاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در آن نامه کآورده بود، از تو، دیدم؛ بعذر فراموشکاری محمد

💡 مدتی است که خامة عنبرین شمامه وقایع نگار بلاغت شعار، رسم فراموشکاری پیش گرفته، یاد یاران قدیم و مخلصان صافی چنان نمیکند. یاد یاران یار را ممنون کند، میمون بود پینکی سحرهای رمضان است که خبط و خطا در تحریرات میشود رحم الله الجلایر.

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز