«فئودال» اصطلاحی است که در مباحث تاریخ، جامعهشناسی و اقتصاد سیاسی به کار میرود و به مالک بزرگ زمین در نظام فئودالیته اشاره دارد. فئودالها طبقهای بودند که در قرون وسطی اروپا قدرت اقتصادی و سیاسی عمده را در اختیار داشتند و زمینهای پهناور را در ازای خدمت، وفاداری یا پرداختهای مشخص به رعایا واگذار میکردند. ساخت این نظام بر سلسلهمراتب استوار بود؛ در رأس آن پادشاه، سپس لردها، شوالیهها و در پایینترین سطح، دهقانان وابسته قرار داشتند. فئودال بهمعنای دقیق کلمه صاحب زمین و نفوذ است که از طریق مالکیت ارضی بر زندگی اقتصادی و اجتماعی زیردستان سلطه دارد. در کاربرد امروزی، این واژه گاهی بهصورت استعاری برای توصیف افراد یا ساختارهایی استفاده میشود که قدرت متمرکز و غیرپاسخگو بر منابع و مردم دارند.
فئودال
فرهنگ معین
(فِ ئُ ) [ فر. ] (ص. ) مالک، دارندة زمین های بسیار.
فرهنگ عمید
۱. زمین دار بزرگ، به ویژه در اروپای قرون وسطی که از دسترنج کشاورزان و رعایا بهره برداری می کرد.
۲. خان، ارباب.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که دارای ملکها و رعایای بسیار باشد و بر آنان تسلط کامل داشته باشد ملاک بزرگ عمده مالک فئودالها. ملوک الطوائف.
ویکی واژه
مالک، دارندة زمینهای بسیار.
زمیندار بزرگ
جمله سازی با فئودال
💡 قوم در جوامع بردهداری و فئودالی نوعی دیگر از اشتراک افرادی است که دارای پیوندهای خونی هستند و سرزمین و زبان و فرهنگ مشترک دارند، ولی این اشتراک هنوز به اندازهٔ کافی پایدار نیست و در مقیاس کشوری نیز اشتراک اقتصادی هنوز کامل نیست.
💡 اما در عمل، نظام فئودالی هیچگاه چنین منظم نبود. اولاً نظم و ترتیب هرمی ایجاب میکند که هر چه نجیبزادهای در سلسله مراتب فئودالی جایگاه بالاتری داشته باشد، از قدرت بیشتری نیز برخوردار باشد. اما واقعیت این بود که دستنشاندهها غالباً قدرتمندتر از اربابانشان بودند. در واقع ممکن بود دستنشاندهٔ یک پادشاه بیشتر از خود او قدرت داشته باشد.
💡 اغتشاش در نماهای ساختمانها از انقلاب صنعتی و بیشتر از اواسط قرن نوزدهم شروع گردید. تنوع زیاد در مصالح و همزمانی سبکهای مختلف جدید در کنار ساخت و سازهای عرف، باعث گردید تا عناصر نا همگونی در فضاهای شهری ایجاد شود. انقلاب صنعتی و رشد سرمایهداری در اروپا فئودالیسم را از میان برد ولی نه از برادری خبری شد و نه از برابری.
💡 آندرونیکوس در طول مدت حکومتش تلاش کرد تا شرایط زندگی در استانهای امپراتوری را با انجام اصلاحاتی در سیستم سیاسی فاسد دوران خود بهبود بخشد. او خرید و فروش مقامهای حکومتی را ممنوع کرده و صاحبمنصبان فاسد را مجازات نمود و مهمتر از همه، به کنترل قدرت اشراف فئودال و مالکان بزرگ زمین پرداخت که حفظ منافعشان باعث تضعیف وحدت امپراتوری میشد.