عقور

لغت نامه دهخدا

عقور. [ع َ ] ( ع ص ) سگ گزنده. ( منتهی الارب ). حیوانی که بگزد.( از اقرب الموارد ). ضد انوس. ج، عُقُر:
دهر بی منفعت خری است پلید
چرخ بی عافیت سگی است عقور.مسعودسعد.در عمارتها سگانند و عقور
در خرابیهاست کنج عزّ و نور.مولوی.|| گزنده ذی روح است و بس. ( منتهی الارب ). گویند عقور برای هر حیوانی بکار رود و برای غیر جان دار عُقَرة گویند. ( از اقرب الموارد ).
عقور. [ ع ُ ] ( اِخ ) نام جایگاهی است. ( از معجم البلدان ) ( از منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(عَ ) [ ع. ] (ص. ) گزنده، گاز گیرنده.

فرهنگ عمید

ویژگی سگی که گاز می گیرد، هار.

فرهنگ فارسی

گزنده، گازگیرنده، سگ گزنده
( صفت ) گزنده ( سگ و جز آن ) گاز گیرنده.
نام جایگاهی است

ویکی واژه

گزنده، گاز گیرنده.

جمله سازی با عقور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همی دمید گشاده ز فر، هوای عقور همی دوید گسسته عنان شمال حرون

💡 من الوفم چو گربه با اعدا گرچه با من چو سگ شوند عقور

💡 انسان نابکار، بسان سگ عقور کشتنش واجبست به کیش هر آدمی

💡 شعله اش گیرنده چون کلب عقور هولناک و زنده سوز و مرده نور

💡 مرگ است چو کلب عقور و ما سرگرم به ‌موشیم چون ‌قطاط

قه یعنی چه؟
قه یعنی چه؟
مقارحه یعنی چه؟
مقارحه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز