واژه «اتباع» در علوم حقوقی و اجتماعی به افرادی اطلاق میشود که از لحاظ قانونی و سیاسی تحت تابعیت یک کشور قرار دارند و در چارچوب قوانین داخلی و بینالمللی آن کشور از حقوق و تکالیف مشخصی برخوردارند. اتباع، شامل شهروندان رسمی یک کشور هستند که معمولاً دارای شناسنامه، گذرنامه و مدارک قانونی مربوط به تابعیت میباشند و میتوانند در امور سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور خود مشارکت کنند. تابعیت یک رابطه حقوقی میان فرد و دولت است که تعهدات متقابل، مانند احترام به قوانین و پرداخت مالیات، را برای فرد ایجاد میکند و در مقابل دولت نیز مسئولیت حمایت از حقوق فرد را بر عهده دارد. بهطور کلی، اتباع از حمایت دیپلماتیک، حق تحصیل، کار، مالکیت و بهرهمندی از خدمات عمومی بهرهمند میشوند و این وضعیت در قوانین ملی و معاهدات بینالمللی تعیین میگردد. همچنین، اتباع خارجی که در یک کشور اقامت دارند، ممکن است محدودیتهایی نسبت به حقوق سیاسی و امنیتی داشته باشند، اما همچنان از حمایتهای قانونی برخوردار هستند. این اصطلاح در متون رسمی و حقوقی بهطور دقیق مشخص میکند چه کسانی جزو شهروندان یک کشور محسوب میشوند و چه افرادی تنها مقیم یا مهاجر هستند. شناخت دقیق این واژه اهمیت بسیاری در تنظیم روابط حقوقی، مدیریت مهاجرت و حفاظت از حقوق انسانی دارد و در نظام حقوق بینالملل نیز جایگاه ویژهای دارد.
اتباع
لغت نامه دهخدا
اتباع. [ اَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ تابع. تبع. پس روان. پس روندگان. تابعین. پیروان: صندوق های شکاری برگشادند تا نان بخوردند و اتباع و غلامان وحاشیه همه بخوردند. ( تاریخ بیهقی ). بخدمت پادشاه نبوده است و عادت و اخلاق ایشان پیش چشم نمی دارد که سروکار نبوده است او را با ایشان بلکه با اتباع ایشان بوده است. ( تاریخ بیهقی ). ملک تا اتباع خویش را نیکو نشناسد... از خدمت ایشان انتفاع نتواند گرفت. میان اتباع او [ شیر ] دو شگال بودند. ( کلیله ودمنه ). و درود و سلام و تحیات و صلوات ایزدی بر ذات معظم و روح مقدّس مصطفی و اهل بیت و اصحاب و اتباع... او باد. ( کلیله ودمنه ). اتباع و عامه مردم را زبون گرفتند. ( ترجمه تاریخ یمینی ). سباشتکین از ارتیاع اتباع ارسلان مکنت مقام و فرصت استجمام نیافت. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
وان امیران دگر اتباع تو
کرد عیسی جمله را اشیاع تو.مولوی.مدت شش سال در هجران شاه
شد وزیر اتباع عیسی راپناه.مولوی.|| ج ِ تبع. دست وپای ستور.
اتباع. [ اِ ] ( ع مص ) پیروی کردن. از پی رفتن. از پی فراشدن. ( تاج المصادر بیهقی ). پس روی کردن. در پی رفتن. از پس فراشدن. || بازپس داشتن. در پی داشتن. || دررسانیدن. ( زوزنی ). || واپس کردن. ( زوزنی ). || در پی فرستادن. || رسیدن بکسی. دررسیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). از پس دررسیدن. || دو لفظ پی یکدیگر آوردن بر یک روی و لفظ ثانی تأکید معنی لفظ اول باشد، مانند حسن بسن، قبیح شقیح. || برات دادن بر کسی. ( منتهی الارب ). حواله کردن چیزی با کسی. ( تاج المصادر بیهقی ).
اتباع. [ اِت ْ ت ِ ] ( ع مص ) پس روی کردن. در پی رفتن و رسیدن بکسی. ( منتهی الارب ). || برات گرفتن. ( منتهی الارب ). حواله گرفتن.
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - پیروی کردن، در پی رفتن. ۲ - بازپس داشتن، در پی فرستادن ۳ - واپس کردن. ۴ - حواله کردن چیزی به کسی.
(اَ تِّ ) [ ع. ] (مص م. ) پیروی کردن، درپی رفتن و رسیدن به کسی.
( اَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ تابع و تبع، تابعین، پیروان.
فرهنگ عمید
۱. پیروی کردن.
۲. در پی رفتن و رسیدن به کسی.
۳. اطاعت کردن.
آوردن کلمه ای بی معنی یا بامعنی دنبال کلمۀ دیگر که شبیه و هم وزن آن باشد یا به آن مربوط باشد، مانندِ رخت وپخت.
۱. (سیاسی ) مردمی که به لحاظ حقوقی در یک کشور زندگی می کنند. = تبعه
۲. [قدیمی] = تابع
فرهنگ فارسی
( مصدر ) پس روی کردن در پی رفتن و رسیدن به کسی.
دانشنامه آزاد فارسی
اِتباع
(یا: تابع، یا: تابع مهمل) در اصطلاح دستور زبان، کلمه ای بی معنا که به دنبال اسم یا صفت می آید و غالباً با آن هم وزن است و معنی آن را گسترش می دهد و بیشتر مفهوم تأکید و نوع و جنس دارد. اتباع ممکن است به واژۀ قبل از خود عطف شود، یا بدون حرف عطف بیاید. مثلِ کلماتِ «مار، مول، پخت، مژ، میز، پرند» در ترکیباتِ «کارومار، پول مول، رخت و پخت، کژومژ، چیزمیز، چرندوپرند».
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
تبع (۱۷۴ بار)
ویکی واژه
پیروی کردن، در پی رفتن.
بازپس داشتن، در پی فرستادن
واپس کردن.
حواله کردن چیزی به کسی.
جِ تابع و تبع؛ تابعین، پیروان.
پیروی کردن، درپی رفتن و رسیدن به کسی.
جمله سازی با اتباع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کاترین کولونا وزیر امور خارجه فرانسه گفتهاست که فرانسه کاردار ایران را در این کشور در پی اعدام او فراخواندهاست. وزارت امور خارجه فرانسه در بیانیهای گفتهاست: «به کاردار ایران در مورد نقض مکرر قوانین بینالمللی هشدار داده شده که این اقدامات بی پاسخ نخواهد ماند به ویژه در مورد رفتار با اتباع خارجی که خودسرانه بازداشت شدهاند.»
💡 در سال ۲۰۰۸ (۱۳۸۶) به ۸۴٬۱۷۰ نفر در اسپانیا تابعیت داده شد که بیشتر آنها اهل اکوادور، کلمبیا و مراکش بودند. بخش قابل ملاحظهای از اتباع خارجی ساکن در اسپانیا از دیگر کشورهای غربی و مرکزی اروپا آمدهاند و بیشتر آنها بریتانیایی، فرانسوی، آلمانی، هلندی و نروژی هستند و بیشتر در مناطق ساحلی مدیترانه و جزایر بالئاری به گذران دوره بازنشستگی مشغول هستند.
💡 در سال ۲۰۲۰، ۱۹٫۰ درصد از جمعیت آئورا زیر ۱۵ سال، ۶۰٫۲ درصد ۱۵ تا ۶۴ سال و ۲۰٫۸ درصد افراد بالای ۶۵ سال بودند. میانگین سنی ۴۲٫۰، کمتر از میانگین کشوری ۴۳٫۴ و میانگین منطقه ای ۴۴٫۰ بود. زبان فنلاندی ۹۶٫۸ درصد از جمعیت و گویشوران زبان سوئدی ۰٫۶ درصد را تشکیل میدهند در حالی که سهم گویشوران زبانهای خارجی ۲٫۶ درصد بودهاست. اتباع خارجی ۲٫۱ درصد از کل جمعیت را تشکیل میدهند.