آگاهانیدن به معنای اعلام یا اطلاع رسانی است. این واژه به مفهوم تنبیه، اخطار و آگاهی دادن به دیگران نیز اطلاق میشود. از دیگر معانی آن میتوان به ایذان، ایقاظ و مستحضر ساختن اشاره کرد. در واقع، آگاهاندن به معنای مطلع کردن دیگران یا خبر دادن از یک موضوع خاص است. به عنوان مثال، در تاریخ بیهقی آمده است که شخصی برای آگاه کردن دیگران به نزدشان میآید. این عمل میتواند شامل روشهای مختلفی باشد، همچون اخباری که در مورد یک اتفاق خاص به اطلاع دیگران میرسد یا زمانی که فردی میخواهد به دوستان یا آشنایان خود درباره یک وضعیت مهم اطلاع دهد. آگاه کردن دیگران از اهمیت بالایی برخوردار است و میتواند در تصمیمگیریها و واکنشها تأثیر زیادی داشته باشد. به همین دلیل، توانایی در این زمینه میتواند کلید موفقیت در روابط اجتماعی و حرفهای باشد.
آگاهانیدن
لغت نامه دهخدا
( آگاهانیدن ) آگاهانیدن. [ دَ ] ( مص ) اِعلام. تنبیه. اذان. تنبئه. اخطار. اِشعار. ایذان. ازکان. ایقاظ. تعریف. انهاء. تخبیر. اِخبار. انباء. آگاهاندن. آگهانیدن. آگهاندن. مطلع کردن. خبر دادن. تأذّن. اطلاع دادن. مستحضر ساختن. آگاه کردن. تمئنه: بیامدم تا ترا بیاگاهانم. ( تاریخ بیهقی ).
فرهنگ فارسی
( آگاهانیدن ) ( مصدر ) ( آگاهانید آگاهاند خواهد آگاهانید بیاگاهان آگاهاننده آگاهانیده ) آگاه کردن خبردادن اخبار اعلام.
ویکی واژه
بن مضارع آگاهان؛ آگاهاندن.
از حالت خود، او را آگاهانیدم. «میرزاحبیب»